ندگی او مختلف است‌. ما دلیلی درباره صحت و سقم آن روایتها در دست نداریم‌. مهم این است‌که خدا ابراهیم را از مکر وکیدی نجات داده است که خواسته‌اند او را بدان گرفتار سازند، و مکاران و نیرنگبازان‌، دماغ سوخته و زیانبارگردیده‌اند، و به زیانی دچار آمده‌اند که فراتر از آن زیانی نیست‌:

(فَجَعَلْنَاهُمُ الأخْسَرِينَ).

ولی ما ایشان را زیانبارترین مردم نمودیم‌.

بدین‌گونه مطلق‌گفته می‌شود و مشخص و معین نمی‌گرددکه کدام زیان و به چه شکلی بوده است‌.

(وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الأرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ).

و او و لوط را (‌از مکر و کید کافران‌) رستگار و به سرزمینی گسیل داشتیم که (از لحاظ مادی و معنوی‌) پرخیر و برکتش برای جهانیان کرده‌ایم‌.

این سرزمین‌، شام است‌. آنجائی است‌که ابراهیم و هاجر و برادرزاده ابراهیم لوط بدانجا بار سفر بربستند و مهاجرت‌کردند. آنجا مدت زمان طولانی جایگاه فرود آمدن وحی بوده است‌، و پیغمبرانی از نژاد ابراهیم در آنجا برانگیخته شده‌اند. در آنجا سرزمین قدس‌، و دومین حرم است که بیت‌المقدس است‌. در آنجا نسلهای پیاپی‌، برکت سرسبزی و روزی‌،‌گذشته از برکت وحی و نبوت بوده است‌:

(وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلا جَعَلْنَا صَالِحِينَ. وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ).

ما به ابراهیم اسحاق و یعقوب را به عنوان ارمغانی عطاء کردیم‌، و همه (‌افراد مذکور، یعنی ابراهیم و لوط و اسحاق و یعقوب‌) را مردانی شایسته و بایسته نمودیم‌. ما آنان را پیشوایانی نمودیم که برابر دستور ما (‌مردمان را به کارهای نیک‌، راهنمائی و) رهبری می‌کردند، و انجام خوبیها و اقامه نماز و دادن زکات را بدیشان وحی کردیم‌، و آنان تنها ما را می‌پرستیدند. ابراهیم (علیه السلام) میهن و اهل و عیال و قوم خود را رهاکرد. خدا سرزمین پربرکتی را بجای میهن‌، و پسرش اسحاق و نوه‌اش یعقوب را بجای اهل و عیالش‌که بهتر از اهل و عیالش بودند، و بجای فرزندانش ملتی را که دارای تعداد بیشتری بودند، و بجای قومش قومی راکه از قوم خودش بهتر بودند، بدو ارمغان داشت و از میان فرزندان و زادگانش پیشوایانی قرار داد که مردمان را برابر دستور یزدان رهنمود می‌نمودند، و بدیشان وحی کرد که کارهای خوب‌گوناگونی را بکنند، و نماز را بگزارند، و زکات را بدهند. آنان فرمانبرداران و پرستشگران یزدان بودند ... چه عوض خوبی! و چه پاداش نیکی! و چه عاقبتی‌که یزدان قسمت ابراهیم‌کرد. خدا ابراهیم را با بلاهای مالی و بدنی آزمود، او شکیبائی درپیش گرفت‌. عاقبت بزرگوارانه و ارزشمندی بهره او شدکه سزاوار صبر جمیل و شکیبائی نیکوی وی بود.

*

(وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ. وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ).

و به لوط شناخت (‌اسرار اشیاء‌) و دانش (‌سودمند) عطاء کردیم‌، و او را از شهر و دیاری که (‌مردمان آن‌) کارهای زشت و پلید انجام می‌دادند رهائی بخشیدیم‌. آنان مردمان بدی بودند و (‌از طاعت خدا و عمل طبع پسند) سرکشی می‌کردند. و او را غرق رحمت خود کردیم‌، چرا که او از زمره افراد شایسته و بایسته بود. داستان لوط به طور مفصل قبلا بیان‌گردیده است‌. در اینجا تنها اشاره‌ای بدو می‌شود و بس‌. با عمویش ابراهیم از عراق تا شام همراهی کرده است‌، و در شهر سدوم اقامت گزیده است‌. ساکنان آنجا کار پلیدی می‌کردند. با مردان آشکارا و بدون شرم و حیا و ترس و هراس از خدا لواط می‌نمودند. خدا آنجا را و اهالی آنجا را نابود و هلاک‌کرد:

(إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ).

آنان مردمان بدی بودند و (‌از طاعت خدا و عمل طبع پسند) سرکشی می‌کردند.

خدا لوط و خانواده او را بجز همسرش نجات داد:

(وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ).

و او را غرق رحمت خود کردیم‌، چرا که او از زمره افراد شایسته و بایسته بود.

انگار رحمت منزل و پناهگاهی است که خدا هرکه را بخواهد بدانجا وارد می‌گرداند، و همین‌که بدانجا وارد شد ایمن و مرفه خواهد بود و مورد مرحمت قرار خواهد گرفت‌.

* 

روند قرآنی به نوح نیز اشاره‌گذرائی می‌کند:

(وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ. وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ).

(‌خوب است در اینجا یاد کنی‌) نوح را، هنگامی که پیش‌تر (‌از اینان که اشاره گذرائی بدیشان شد، ما را) به فریاد خواند (‌و گفت‌: پروردگارا! مرا دریاب که من شکست خورده‌ام‌، و روی زمین را از وجود کافران پاک گردان‌)‌. و ما هم دعای وی را پذیرفتیم و او (‌و پیروان‌) و خاندانش را از (‌اندوه فراوان و) غم بزرگ (‌کافران موذی و طوفان وحشتناک‌) رهانیدیم‌. ما او را در برابر مردمانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند، یاری و مدد دادیم‌. آنان مردمان بدی بودند و لذا همه ایشان را (‌در طوفان‌) غرق کردیم‌.

این هم اشاره‌ای بیش نیست و دارای شرح و تفصیلی نمی‌باشد. این اشاره تنها برای نشان دادن پذیرش دعای نوح (علیه السلام) از سوی یزدان سبحان است‌، بدان هنگام‌که او را به فریاد خوانده است «‌من قبل‌: پیش‌تر»‌. نوح در زمان جلوتر از ابراهیم و لوط می‌زیسته است‌. خدا نوح و خانواده او بجز همسرش را نیز نجات داده است‌، و قوم او را با طوفان نابود و هلاک‌کرده است‌، و این است «‌الکرب العظیم‌: اندوه فراوان و غم بزرگی‌»‌که در سوره هود به‌گونه مفصل از آن سخن رفته است‌.

* 
آن‌گاه تا اندازه‌ای‌، حلقه‌ای از داستان داوود و سلیمان را تفصیل می‌دهد:

(وَدَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ. فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُدَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ. وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ).

و (‌یاد کن‌) داوود و سلیمان را، هنگامی که در باره کشتزاری که گوسفندان مردمانی‌، شبانگاهان در آن چریده و تباهش کرده بودند، داوری می‌کردند، و ما شاهد داوری آنان بودیم‌. (‌هر کدام از این دو راه پیشنهادی‌، دادگرانه بود، ولی ما بهترین راه حل در مساله‌) قضاوت را به سلیمان فهماندیم‌، و به هریک از آن دو داوری و دانش آمو