می‌رسانم‌!

بدین  وسیله  خدا  دردها  و  رنجهای  آن  دل  بزرگ  را  برطرف  می‌کند  و  می‌زداید،  و  آن  را  از  آلودگیها  و  کثافتهای  پیکار،  پاک  و  تمییز  می‌گرداند،  تا  برای  همیشه  باک  و  تمییز  و  درخشان  با  نور  یزدان  بماند.

*
این  است  آمرزشی‌ که  خدا  مؤمنان  را  بدان  تذکّر  می‌دهد  و  یادآوری  می‌کند.  این  آمرزش  شامل  کسی  می‌شود که  از  خطا  و  اشتباه  تهمت  زدن  به  زنان  پاکدامن‌،  و  از  پخش  کردن  زنا  و گناهان  ‌کبـیرۀ  دیگر  در  میان  مؤمنان‌،  توبه  کند  و  دست  بردارد.  ولی  کسانی ‌که  همچون  ابن ابی  از  روی  ناپاکی  درون‌،  به  زنان  پاکدامن  تهمت  می‌زنند  و  در  این  امر  پافشاری  می‌کنند،  هیج‌گونه  عفو  و  بخششی  شـامل  ایشان  نمی‌گردد.  اگر  هم  در  دنیا  از اجراء  حدّ  خویشتن  را  پنهان ‌کنند  و  از  آن  بگریزند،  بدان  علّت  که  ‌گواهان  بر  او  گواهی  نمی‌دهند،  قطعاً  عذاب  خدا  در  آخرت  منتظر  و  چشم  به  راه  ایشان  است‌.  دیگر  در  آن  روز  نیازی  به  گواهان  نیست‌:

(إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (٢٣)َوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٢٤يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ) (٢٥)

کسانی  که  زنان  پاکدامن  بی‌خبر  (‌از  هرگونه  آلودگی  و( ايماندار را به زنا متهم مي‌سازند، در دنيا و آخرت از رحمت خدا دور و عذاب عظيمي دارند (اگر توبه نكنند). (آنان عذاب عظيمي دارند) در آن روزي كه عليه آنان زبان و دست و پاي ايشان بر كارهايي كه كرده‌اند گواهي مي‌دهند. در آن روز خداوند جزاي واقعي آنان را بي‌كم و كاست بديشان مي‌دهد، و آگاه مي‌گردند كه خداوند حق آشكار است (و روز قيامت در حقانيت پروردگار شك و ترديدي براي سرسخت‌ترين لجوجان هم نمي‌ماند).

در این آیات خداوند متعال مجازات آنان را به تصویر کشیده و ناگواری آن را نمایان می سازد. این تصویر آنانی است که زنان پاکدامن و بی خبر و به رشک آورندگانی که اندیشه و نگرانی متهم شدن به زنا را نداشتند، چون بی گناه و پاک و مطمئن بودند و اندیشه ی چیزی نداشتند، چرا که اصولاً کاری نکرده بودند تا از آن اندیشه کنند! این مجازاتی است که زشتی و پستی از آن می بارد. از آن روی خداوند متعال آنان را که مرتکب آن گردند را به عقوبت لعنت و نفرین خویش گرفتار سازد. لعنت خداوند سزاوار ایشان است و از رحمت و مهر پروردگار در دنیا و آخرت محروم خواهند گشت. آنگاه منظر دهشتناک مزبور را این چنین توصیف می کند:

(يوم تشهد عليهم ألسنتهم وأيديهم وأرجلهم...)

در آن روزي كه عليه آنان زبان و دست و پاي ايشان بر كارهايي كه كرده‌اند گواهي مي‌دهند.

آنگاه که همدیگر را (به حقیقت) متهم می سازند، آخر آنان بودند که زنان پاکدامن و ایماندار را به دروغ متهم می کردند! این نمایشی از یک تلافی بجا و دردناک به شیوه و اسلوب هنری تصویرسازی قرآن کریم است.

(يومئذ يوفيهم الله دينهم الحق). . 

در آن روز خداوند جزاي واقعي آنان را بي‌كم و كاست بديشان مي‌دهد...

ويجزيهم جزاءهم العدل , ويؤدي لهم حسابهم الدقيق . ويومئذ يستيقنون مما كانوا يستريبون: 

(ويعلمون أن الله هو الحق المبين). . 
و آگاه مي‌گردند كه خداوند حق آشكار است (و روز قيامت در حقانيت پروردگار شك و ترديدي براي سرسخت‌ترين لجوجان هم نمي‌ماند).

درس ششم: 26 زنان صالح از آن مردان صالح و درستکار هستند، و برائت حضرت عایشه رضی الله عنها.
سخن خویش درباره ی واقعه ی افک را با بیان تساوی و تعادلی که خداوند در ذات آدمیان سرشته و میان آنان جاری ساخته است به پایان می برد؛ به این ترتیب که مردانی با روح پلید با زنانی که درونی پلید دارند پیوند یابند، و مردان پاک و نیکو با زنانی پاک و نیکو آمیزند. روابط میان زنان و مردان بر همین اساس پایه نهاده می شود. بنابراین محال است که حضرت عایشه رضي الله عنها با آن تهمتی که به وی زدند نصیب پاک و نیکوترین انسان بر روی این کره ی خاکی گردد:

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (26) 

زنان ناپاك، از آن مردان ناپاكند، و مردان ناپاك، از آن زنان ناپاكند، و زنان پاك، متعلق به مردان پاكند، و مردان پاك، متعلق به زنان پاكند. (پس چگونه تهمت مي‌زنيد به عائشه‌ي عفيفه‌ي رزين، همسر محمد امين، فرستاده‌ي رب العالمين؟!) آنان از نسبتهاي ناموسي ناروايي كه بدانان داده مي‌شود مبرّا و منزّه هستند، (و به همين دليل) ايشان از مغفرت الهي برخوردارند و داراي روزی  ارزشمندند  (‌که  بهشت  جاویدان  و  نعمتهای  غیرقایل  تصوّر  آن  است‌(.

نفس  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله وسلّم  ‌عائشه  را  سخت  دوست  می‌داشت‌.  ممکن  نیست ‌که  خدا  عـائشه  را  محبوب  پیغمبر  معصـوم  خودگرداند،  اگر  او  پاک  نبود  و  سزاوار  این  محبّت  بزرگ  نمی‏بود.

آن  مردان  پاک  و  زنان  پاک‌،  مبرّا  و  منزّه  از  چیزی  هستند که  تهمت‌زنندگان  می‌گویند:

( مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ).

 آنان  از  نسبتهای  ناموسی  ناروائی  که  بدانان  داده  می‌شود  مبرّا  و  منزّه  هستند.

آنان  دارای  فطرت  پاک  و  سرشت  پاکند،  و  چیزی  بدانان  نمی‌چـسبند  و  دامـنگیرشان  نـمی‌شود  از  آنچه  دربـارة  ایشان‌گفته  شده  است‌.
 (لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (٢٦)

ایشـان  از  مغفرت  الهی  برخـوردارند  و  دارای  روزی  ارزشمندنذ  (‌که  بهشت  جاویدان  و  نعمتهای  غیرقابل  تصوّر  آن  است).

مغفرت  شامل  لغزشها  و  اشتباه‌هائی  می‌شود که  می‌کنند.  روزی  والا  و  ارزشمندی  بهرۀ آنان  می‌گردد که  بیانگر  والائی  و  ارزشمندی  ایشان  در  پیشگاه  پروردگار  والا  و  بزرگوارشان  است‌.

با  این  سخن‌،  داستان  افک  به  پایان  می‌آید.  داستان  آن  حادثه‌ای  کـه  در  آن  گروه  مسلمانان  در  مـعرض  بزرگ‌ترین  غم  و  محنت  قرار گرفتند.  چه  این  غم  و  محنت‌،  غم  و  محنت  تاخت  بر  طهارت  بیت  رسول  بود.  به  حمایت  و  حفاظت  یزدان  از  ییغمبران  یورش  شده  بود.  چرا که  خدا  نمی‌بایستی  جز  عنصر  پاک  بزرگوار  را  به  خانۀ  پیغمبرش  راه  بدهد.  خدا  این  غم  و  محنت  را  نمایشگاهی  برای  تربیت  گـروه  مسلمانان  کرد.  خدا  خواست  با  این  غم  و  محنت‌،  گروه  مسلمانان  شـفّاف  گردند  و  سبکبال  به  پرواز  درآیند،  و  تا  آفاق  نور  اوج  گیرند  و  بالا  روند،  در  سوره‌ای ‌که  نور  نام  دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - چه‌بسا مراد از اسیران در اینجا مومنان ضعیفی است‌که نتوانسته‌اند هجرت‌کنند و مشرکان ایشان را در مکه نگاه د