یسته‌اند. نعمتهایش کاستی می‌پذیرد، آنجائیکه لبریز از نعمتها بوده است‌.

تعبیر قرآنی دست قدرت را به تصویر می‌کشد در آن حال و احوالی‌که دارد سرزمینی را درهم می‌پیچد و از نواحی و اطراف آن می‌کاهد و مسافتها و فاصله‌های فراخ آن را کم وکوتاه می‌نماید ... صحنه جادوگرانه‌ای است‌که در حرکت دقیقی و جنبش لطیفی‌، و ترس و هراس وحشت‌انگیزی است!

(أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ).

آیا (‌با این حال ما غالب هستیم یا) ایشان غالب هستند؟‌.

آیا بر سر ایشان همان چیزی نمی‌آیدکه بر سر دیگران می آید؟

*
در سایه این صحنه‌ای‌که دلها از آن به لرزه درمی‌آید، به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) دستور داده می‌شود سخن بیم‌دهنده و تهدیدآمیز را بیان دارد:

(بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الأرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ).

بگو: (‌ای کافران‌! من از پیش خود چیزی نمیگویم و با سخنان خود شما را بیم نمی‌دهم‌. بلکه‌) شما را با وحی (‌و کلام آسمانی قرآن‌) بیم می‌دهم‌. (‌اگر در دل سخت شما اثر نمی‏گذارد، به خاطر آن است که بر اثر رویگردانی از حق‌، انگار پرده‌های گناه و غرور و غفلت بر گوشهایتان فروافتاده است و کرتان ساخته است‌) و اشخاص کر هنگامی که بیم داده می‌شوند، صدا و ندا را نمی‌شنوند.

باید که بپرهیزند از این که کرانی شوند که نمی‌شنوند! و زمینهای زیر پایشان و تحت سلطه و قدرتشان درهم پیچیده شود، و دست قدرت خدا بساط شوکت آنان را از نواحی مملکتشان جمع‌گرداند، و خودشان وکالاها و دارائیها و سرزمینهایشان را بر باد نیستی دهد!!

روند قرآنی آهنگ موثر در دلها را دنبال می‌کند و پیاپی می‌آورد، و آنان را در حال و احوالی به تصویر می‌کشد که عذاب‌گریبانگیرشان گردیده است‌:

(وَلَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ).

اگر گوشه ناچیزی از عذاب پروردگارت (‌که از آن بیم داده می‌شوند) بدیشان برسد (‌به فریاد می‌آیند و) خواهند گفت‌: وای بر ما! ما ستمگر بوده‌ایم (‌و با معاصی و کفر بر خود و دیگران ظلم نموده‌ایم‌)‌.

واژه «‌نفحه‌: وزش.‌ بو» اغلب برای رحمت به‌کار می‌رود، ولیکن در اینجا برای عذاب به‌کار برده شده است‌. انگارگفته می‌شود: سبک‌ترین پسوده‌ای از عذاب پروردگار تو، ایشان را به فریاد می‌آورد و به اعتراف وامی‌دارد. ولیکن چه فائده‌ای دارد؟ چون دیگر اعتراف سودی نمی‌بخشد. قبلا در روند سوره‌، صحنه آبادیها و روستاهائی که عذاب خدا بدانها رسیده است‌، بیان گردید. اهالی آنجاها فریاد برآورده‌اند:

(يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ. فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ).

پیوسته این‌، فریاد ایشان خواهد بود (‌و «‌وای بر ما» را تکرار می‌کنند) تا این که آنان را درویده و فروافتاده می‏‎نمائیم (‌و ایشان را از پای می‌اندازیم و هلاکشان می‌سازیم‌)‌. 

در این صورت‌، این اعترافی است‌که بعد از فوت وقت و از دست رفتن فرصت صورت پذیرفته است‌. بهتر این بود که تهدید و بیم وحی را می‌شنیدند بدان هنگام‌که مجال و مهلتی داشتند و فرصت نگذشته بود، و جلوتر از زمانی بودکه بخشی از عذاب‌گریبانگیرشان شود.

*
این مرحله هم با واپسین آهنگ صحنه‌های روز حساب وکتاب پایان می‌پذیرد:

(وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ).

و ما ترازوی عدل و داد را در روز قیامت خواهیم نهاد، و اصلا به هیچ کسی کم‌ترین ستمی نمی‌شود، و اگر به اندازه دانه خردلی (‌کار نیک یا بدی انجام گرفته‌) باشد، آن را حاضر و آماده می‌سازیم (‌و سزا و جزای آن را می‌دهیم‌) و بسنده خواهد بود که ما حسابرس و حسابگر (‌اعمال و اقوال شما انسانها) باشیم‌.

دانه خردل کوچک‌ترین چیزی را به تصویر می‌کشدکه چشمها آن را می‏بینند و سبک‌ترین چیز در ترازو است‌. حتی این دانه خردل هم در روز حساب وکتاب رها نمی‌شود و هدر نمی‌رود. ترازوی دقیق با همچون دانه‌ای نیز بالا می‌افتد و کج می‌شود!

باید هرکسی بنگرد چه چیزی را برای فردا پیشاپیش می‌فرستاد. باید هر دلی‌گوش فرادهد به تهدید و بیمی که می‌شود. باید که غافلان رویگردان استهزاء‌کننده پیش از این‌که در دنیا یا در آخرت تهدید و بیم صدق پیدا کند و عذاب فرارسد، شتاب‌کنند و هرچه زودتر به خود آیند. چه اگر آنان از دست عذاب دنیا هم نجات پیدا کنند، عذاب آخرت در آنجا آماده است‌، آخرتی که ترازوهای مخصوص خود را دارد و برای آن آماده می‌شود، و به هیچ کسی چیزی ظلم نمی‌گردد، و به اندازه دانه خردلی کاری نادیده گرفته نمی‌شود و رها نمی گردد.

بدین منوال و بر این روال‌، ترازوهای دقیق آخرت، با قوانین دقیق هستی‌، و با سنن دعوتها و رسالتها، و با سرشتهای حیات و مردمان‌، پیوند پیدا می‌کند، و همه اینها نیز هماهنگ و یگانه در دست اراده یگانه‌ای گرد می‌آیند و به هم می‌رسند، به‌گونه‌ای‌که بر مساله توحید و یگانگی خدا گواهی می‌دهند! این هم محور اصیل سوره است‌. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:93.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:94.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:95.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي انبياء آيه‌ي 92-48

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ (٤٨)الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ (٤٩)وَهَذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ أَفَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ (٥٠)وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ (٥١)إِذْ قَالَ لأبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ (٥٢)قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ (٥٣)قَالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (٥٤)قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللاعِبِينَ (٥٥)قَالَ بَل رَبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ (٥٦)وَتَاللَّهِ لأكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ (٥٧)فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ (٥٨)قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ (٥٩)قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ (٦٠)قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ (٦١)قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا