ی این است‌که تاب تحمّل شخص امتحان شده روشن‌گردد، و اندازه شکیبائی او در برابر زیان و ضرر مالی و جانی معین شود، و فهمیده‌گرددکه اطمینان او به پروردگارش چه اندازه و چه قدر است‌، و تا چه اندازه او به مرحمت و عطوفت خدا امیدوار است ... ولی امتحان با خوشیها و خوبیها مشکل می‌نماید و نیاز به توضیح و تفسیر دارد.

امتحان‌کردن با خوشیها و خوبیها سخت‌تر و سنگین‌تر است‌، هرچند که مردمان چنین گمان می‌برند که ساده‌تر و آسان‌تر از آزمون با ناخوشیها و بدیها است‌!

بسیاری از مردمان در برابر امتحان ناخوشیها و بدیها پایداری و ایستادگی از خود نشان می‌دهند، ولیکن کسانی اندکندکه در برابر امتحان خوشیها و خوبیها پایداری و ایستادگی داشته باشند.

بسیاری از مردمان در برابر امتحان با بیماریها و ضعفها صبر و شکیبائی می‌ورزند، ولیکن آنان‌که در برابر امتحان با صحت و تندرستی و قدرت و قوت صبر و شکیبائی بورزند، اندک هستند. اغلب با داشتن صحت و قدرت سرکشی می‌کنند و برمی‌جوشند و در درون می‌خروشند و در اندامها می‌جوشند و پرخاش و غرش می‌کنند.

بسیاری از مردمان در برابر فقر و تنگدستی و محروم و بی‌بهره بودن از نعمت شکیبائی می‌ورزند، و دل و درونشان خواری و پستی نمی‌پذیرد و حقارت و خفت به خود راه نمی‌دهد، ولیکن اندک هستندکسانی‌که در برابر ثروت و قدرت و داشتن نعمت شکیبائی ورزند، و اموال و اولاد ایشان را مغرور نکند وگول نزند، و لذائذ و شهوات و آزها و طمعها آنان را به بزهکاریها و سرکشیها و سرمستیها برنینگیزد و به‌کژراهه نبرد!

بسیارند آنان که در برابر شکنجه و اذیت و آزار شکیبائی و استقامت نشان می‌دهند و ترس و هراس به خود راه نمی‌دهند، و در برابر تهدید و بیم ایستادگی می‌نمایند و صبر می‌کنند، و تهدید و بیم ایشان را به هول و هراس نمی‌افکند، ولیکن اندکند کسانی‌که در برابر تشویق و ترغیب به علائق و منصبها و مقامها و کالاها و دارائیها صبرکنند و استقامت نشان دهند!

بسیاری از مردمان هستندکه در مبارزه می‌ایستند و در برابر زخمها شکیبائی می‌کنند، ولیکن اندکند کسانی‌که در برابر رفاه و آسایش صبر و استقامت داشته باشند، و دچار آز و طمعی نشوندکه گردنهای مردان را خوار و حقیر می‌دارد، و مبتلا به سستی و بی‌حالی و بی‌تفاوتی نگردندکه همّتها را حقیر و جانها را ذلیل می‌گرداند. امتحان با سختیها و دشواریها گاهی بزرگواری و بزرگمنشی را در انسان برمی انگیزد، و مقاومت و پایداری را تحریک می‌کند، و اعصاب را مجهز و مهیا می‌سازد. در این صورت همه نیروها آماده استقبال از شدت و سختی‌، و پایداری در برابرگرفتاریها و دشواریها می‌گردد. و امّا رفاه اعصاب را سست می‌کند و به خواب می‌برد، و قدرت بیداری و ایستادگی را از اعصاب می‌گیرد!

بدین خاطر است‌که بسیاری از مردمان مرحله سختیها و دشواریها را با پیروزی پشت سر می‌گذارند، ولی هنگامی‌که خوشی و رفاه بدیشان روکرد به بلا و مصیبت گرفتار می‌آیند و در امتحان الهی مردود می‌گردند!.. این حال و وضع انسانها است‌، مگر آن کسانی که خدا ایشان را بپاید و از زمره افرادی شوند که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) درباره ایشان فرموده است‌:

(عجبا لأمر المؤمن إن أمره كله خير , وليس ذاك لأحد إلا للمؤمن , إن أصابته سراء شكر فكان خيرا له , وإن أصابته ضراء صبر فكان خيرا له).[4]

باید از کار مومن تعجب کرد. کار و بارش همه خیر و خوبی است‌. این مزیت برای کسی جز مومن نیست‌. اگر شادی و خوشی بدو دست دهد سپاسگزاری می‌کند، و برای او خیر و خوبی خواهد بود. و اگر زیان و ضرری بدو دست دهد شکیبائی می‌کند، و باز هم خیر و خوبی او را دربر خواهد داشت‌.

این چنین‌کسانی اندک هستند.

بیداری و هوشیاری انسان در آزمایش با خیر و خوبی‌، بهتر و نیکوتر از بیداری و هوشیاری انسان در آزمایبثن با شر و بدی است‌. ارتباط با خدا در هر دو حال‌، ضامن رستگاری است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - مراجعه شود به کتاب‌: «‌التصویر الفنی فی القرآن‌» فصل‌: تصویر هنری‌، و فصل‌: شیوه قرآن‌.
[2] - تمام واکنش‌های بیوشيميائی تنها در حضور مولکول‌های آب امکان‌پذیر است‌! (‌مترجم‌)‌.
[3] - مراد از آسمان‌، کواکب و نجوم موجود در گستره فضای نزدیک به ما، یا به عبارت دیگر، آسمان دنیا است‌که برا‌ثر تماسک و تجاذب از سقوط محفوظ و مصونند. یا این‌که مراد از آسمان‌، جوی است‌که همچون سقفی گرداگرد زمین را فراگرفته است و آن را در برابر شهابها و سنگهای سرگردان و اشعه کیهانی نگاه می‌دارد و از انهدام حفظ می‌کند. این سقف‌گونه را آتمسفر زمین یا لایه ازن می‌نامند. (‌مترجم‌)
[4] - مسلم با اسنادی‌که دارد آن را در بخش زهد و رقائق روایت‌کرده است‌.سوره‌ي انبياء آيه‌ي 47-36

وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ (٣٦) خُلِقَ الإنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ (٣٧) وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٣٨) لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلا عَنْ ظُهُورِهِمْ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ (٣٩) بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ (٤٠) وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٤١) قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ (٤٢) أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنَا لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ وَلا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ (٤٣) بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الأرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ (٤٤) قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَلا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ (٤٥) وَلَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (٤٦) وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ (٤٧)

پس از این کوچ دور و دراز، و مرحله دیرآهنگ در نواحی جهان‌، قوانین هستی‌، قوانین دعوتها و رسالتها، سرنوشتهای انسانها، و جایگاه‌های هلاک و نابودی گذشتگان‌، روند قرآنی برمی‌گردد به همان چیزهائی که در سرآغاز سوره گذشت‌. آن چیزها عبارت بودند از شیوه پذیره رفتن مشرکان از پیغمبر (ص