لْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلا يُؤْمِنُونَ. وَجَعَلْنَا فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ. وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ. وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ).

آیا کافران نمی‏بینند که آسمانها و زمین (‌در آغاز خلقت به صورت توده عظیمی در گستره فضا، یکپارچه‌) به هم متصل بوده و سپس (‌براثر حرکات مداوم و انفجارات درونی هولناکی‌) آنها را از هم جدا ساخته‌ایم (‌و تدریجا به صورت جهان کنونی درآورده‌ایم‌) و هر چیز زنده‌ای را (‌اعم از انسان و حیوان و گیاه‌) از آب آفریده‌ایم‌. آیا (‌درباره آفرینش کائنات نمی‌اندیشند و) ایمان نمی‌آورند؟ ما در زمین کوه‌های استوار و ریشه‌داری پدید آورده‌ایم تا زمین انسانها را مضطرب نسازد و توازن آنان را به هم نزند (‌و کوه‌ها از فشار گد‌ازه‌ها و گازهای درونی‌، و حرکات پوسته زمین‌، و از وزش تندبادها، تا حد زیادی جلوگیری کنند)‌، و در لابلای کوه‌ها راه‌های گشادی به وجود آورده‌ایم‌، تا این که (‌پیوند انسانها به وسیله سلسله جبالها از هم نگسلد و به مقصدشان‌) راهیاب کردند (‌و با دیدن این آثار به ذات آفریدگار پی ببرند)‌. ما آسمان را سقف محفوظی نمودیم‌، ولی آنان از نشانه‌های (‌خداشناسی موجود در) آن رویگردانند (‌و درباره این همه عظمتی که بالای سرشان جلوه‌گر است نمی‌اندیشند)‌. خدا است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است و همه در مداری می‌گردند (‌که او برای آنها تعپین کرده است‌)‌. گردشی در جهان است‌، جهانی که به دیده‌ها نشان داده می‌شود. دلها از نشانه‌های بزرگ جهان غافلند. در میان این نشانه‌ها برخیها انسان را سرگردان می‌کند، وقتی‌که با بینش باز و دل آگاه و احساس بیدار درباره آنها می‌اندیشد و آنها را ورانداز می‌کند.

توضیح این‌که آسمانها و زمین به یکدیگر متصل و یکپارچه بوده‌اند و از همدیگر جدا گردیده‌اند. این هم مساله قابل تامّلی است‌. هر زمان که نظریه‌های ستاره‌شناسی برای تفسیر پدیده‌های جهانی به تلاش می‌ایستد و پیشرفت می‌کند، پیرامون این حقیقت سرگشته می‌شود، حقیقتی‌که قران مجید بیش از١٣٠٠ سال قبل آن را بیان داشته است‌.

نظریه‌ای که امروز در میان است این است که منظومه‌های کیهانی‌، همچون منظومه شمسی که از خورشید و سیاره‌های آن - از جمله زمین و ماه - تشکل شده است‌، در آغاز به شکل سحابیها درگستره هستی وجود داشته است‌. سپس از یکدیگر جدا گردیده است و شکلهای‌کروی به خود گرفته است‌، و زمین تکه‌ای از خورشید بوده و بعداً از آن جداگردیده و سرد شده است‌.

امّا این جز یک نظریه ستاره‌شناسی نیست‌. امروز برجا است و چه بسا فردا مردود شود، و نظریه دیگری برای تفسیر پدیده‌های هستی شایسته بشمار آید و فرضیه دیگری باشد و به نظریه‌ای تبدیل‌گردد.

ما پیروان این عقیده نمی‌کوشیم‌که نص قرانی یقینی را با نظریه غیر یقینی تطبیق دهیم‌، نظریه‌ای که امروزه پذیرفته می‌شود و فردا پذیرفته نمی‌گردد. بدین خاطر ما در این «‌فی ظلال القران‌» نمی‌کوشیم میان نصوص قرانی و نظریه‌هائی‌که علمی نامیده می‌شوند تطبیق حاصل کنیم‌: نظریه‌های علمی جدای از حقائق ثابت علمی است‌، حقائق ثابتی‌که قابل امتحان است و می‌توان آنها را آزمایش کرد، مانند انبساط فلزات براثر حرارت‌، و تبدیل آب به بخار، و منجمد شدن آب براثر سرما ... و چیزهای دیگری ا‌ز این نوع حقایق علمی‌. این حقایق علمی جدای از نظریه‌های علمی است‌، بدانگونه که قبلا در «‌فی ظلال القرآن‌» بیان داشته‌ایم.

قران مجید کتاب نظریه‌های علمی نیست، و برای این هم نیامده است تا علوم تجربی شود. قرآن مجید برنامه زندگی بطور کلی است‌. برنامه‌ای است که عقل را را‌ست و درست و استوار و برقرار می‌دا‌رد تا به کار بپردازد و در حدود و ثغور خود حرکت کند و به پیش برود. قرآن برنامه‌ای است که جامعه را را‌ست و درست و استوار و برقرا‌ر می‌دارد تا به عقل اجازه دهد به کار بپردازد و حرت کند و به پیش برود. بدون این که قرآن به جزئیات و تفصیلات صرف علمی بپردازد. چه این امر به عقل واگذار می‌گردد، عقلی که راست و درست و استوار و برقرار داشته می‌شود و آن گاه بدو اجازه حرکت داده می‌شود و در مسیر خود آزاد و رها می گردد.

گاهی قرآن به حقایق هستی ا‌شاره می‌کند، بسان این حقیقتی که در اینجا آن را بیان می‌دارد:

(أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا).

آسمان‌ها و زمین (‌در آغاز خلقت به صورت توده عظیمی در گستره فضا، یکپارچه‌) به هم متصل بوده و سپس (‌براثر حرکات مداوم و انفجارات درونی هولناکی‌) آنها را از هم جدا ساخته‌ایم (‌و تدریجا به صورت جهان توپی درآورده‌ایم).

ما بدین حقیقت ایمان کامل داریم تنها بدان جهت که در قرآن آمده است‌، هرچند که نمی‌دانیم آ‌سمانها و زمین چگونه از یکدیگر جدا گردیده‌اند. یا به عبارت دیگر آسمانها از زمین جدا شده‌اند. نظریه‌های ستاره‌شناسی‌ای را می‌پذیریم که با این حقیقت مجمل و مختصری که قرآن آن را مقرر و بیان می‌دارد مخالفت ندا‌رند. ولیکن ما نص قرآن را به دنبال هر تئوری و نظریه ستاره‌شناسی روان و همگام نمی‌گردانیم‌، و تصدیق کردن قرآن را از تئوریها و نظریه‌های انسانها نمی‌طلبیم‌. چه قرآن یک حقیقت قطعی و یقینی است‌. چکیده چیزی که باید گفت این است‌: نظریه ستاره‌شناسی امروزی‌، با مفهوم اجمالی این نص قرآنی که نسلها بر آن پیشی‌گرفته است تعارضی ندارد! و امّا بخش دوم آیه‌:

(وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ).

و هر چیز زنده‌ای را (‌اعم از انسان و حیوان و گیاه‌) از آب آفریده‌ایم‌.[2]

این بخش نیز حقیقت مهمّی را مقرر می‌دارد. دانشمندان کشف و بیان H‌ن را ازکار بزرگ می‌شمارند. و «‌داروین‌» را بسی می‌ستایند و سترگ می‌دارند، چون بدین حقیقت راهیاب گردیده است و پی برده است‌. و آن این‌که آب گهواره نخستین حیات است‌.

این امر حقیقتی است‌که واقعا جلب توجه می‌نماید و چشم همگان را به سوی خود خیره می‌کند. هرچندکه ورود این حقیقت در قرآن مجید در دلها و درونهای ما شگفتی را برنمی‌انگیزد، و بر یقین ما راجع به صدق این قرآن چیزی نمی‌افزاید. ما اعتقاد به صدق مطلق این قرآن داریم در هر چیزی که مقرر می‌دارد. زیرا ما ایمان داریم به این‌که قرآن از جانب یزدان جهان نازل گردیده است‌، و این ما را بس‌!

ایمان ما به این قرآن ناشی از این نیست‌که نظریه‌ها و تئوریها، و یا کشفیات علمی‌، با قرآن موافقت دارد. مهم‌ترین چیزی‌که در اینجا نیز بایدگفت این است‌که نظریه پیدایش و تکامل داروین و پیروان او، با مفهوم نص قرآنی مخصوصا در این نک