اند  و)  فرمان  می‌راند.  اگر  تفضّل  و  مرحمت  الهی  شامل  شما  نمی‌شد  هرگز  فردی  از  شما  (‌از  کثافت  گناه،  با  آب  توبه‌)  پاک  نمی‌گردید،  ولی  خـداوند  هـر کـه  را  بـخواهد (‌از  کثافات  سیّئات‌،  با  توفیق  در  حسنات‌،  و  با  پذیرش  توبه  از  او)  پاک  می‏‎گرداند،  و  خدا  شنوای  (‌هر  سخنی،  و)  آگاه  ‌(از  هر  عملی‌)  است‌.

تصویر  بسیار  زشتی  است  این ‌که  ا‌هریمن  گام  بردارد  و  مؤمنان  پا  به  پای  او  بروند.  در  صورتی  ‌که  شایسته‌ترین  مردمان  برای ‌گریز  از  شیطان  و  رفتن  به  راهی  جدای  از  راه  بدبیار  و  منحوس  او،  مؤمنانند.  این  تصویر  بسیار  زشتی  است  و  سرشت  مؤمن  از  آن  به  چندش  و گریز  می‌افتد،  و  وجدان  مؤمن  از  آن  بر  خود  می‌لرزد،  و  خیال  مؤمن  از  آن  به  لرزه  و  تب  و  تاب  می‌افتد.  ترسیم  این  تصویر  و  رویاروی  گرداندن  مؤمنان  با  آن‌،  در  درونهای  مؤمنان  بیداری  و  برحذر  شد‌ن  و  حسّاس  ‌گـردین  را  برمی‌انگیزد:

(وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ).

هر کس  گام  به  گام  شیطان  راه  برود  و  دنبال  او  راه  بیفتد  (‌مرتکب  پلشتیها  و  زشتیها  می‌گردد)‌،  چرا  که  شیطان  تنها  بـه  پلشتیها  و  زشتیها  (‌فرا  مــی‌حواند  و)  فرمان  می‌راند.  

داستان  افک  نمونه‌ای  از این  پلشتیها  و  زشتیهائی  است  که  اهریمن  مؤمنانی  را  به  سوی  آن  سوق  داد  و  کشاند که  بدان  فرو  رفتند  و  دچار  همچون  دروغ  شاخداری  شدند.  افک  نمونۀ  نفرت‌انگیز  و  پلشتی  بود.

انسان  واقعاً  ضعیف  است‌.  در  معرض  کششها  و  جذبه‌ها  قرار  دارد.  بر  سر  راه  او  آلودگیها  و  پلیدیها  است‌.  اگر  فضل  و  لطف  و  مرحمت  و  مهربانی  خدا  او  را  نپاید  بسی  ضعیف  است‌،  و  کششها  و  جذبه‌ها  او  را  درمی‌رباید،  و  آلودگیها  و  پلیدیها  او  را  می‌آلاید  و  ناپاک  می‌نماید.  امّا  وقتی ‌که  انسان  رو  به  یزدا‌ن  می‌کند  و  رو  به  خدا  می‌رود،  و  برنامۀ  او  را  پیاده  می‌نماید،  و  در  مسیر  شریعت  ا‌و  گام  برمی‏دارد،  نیرومند  و  پاک  مـی‌ماند  و  مصـون  و  محفوظ  از  ضعفها  و  سستیها  می‌شود.

(وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ).

اگر  تفضّل  و  مرحمت  الهی  شامل  شما  نمی‌شد  هرگز  فردی  از  شما  (‌از  کثافت  گناه،  با  آب  توبه‌)  پاک  نمی‌گردید،  ولی  خداوند  هر که  را  بخواهد  (‌از  کثافات  سیّئات‌،  با  توفیـق  در  حسنات‌،  و  با  پذیرش  توبه  از  او)  پاک  می‏‎گرداند.

نور  خدا  است ‌که  در  دل  می‌درخشد  و  آن  را  پاک  و  تمییز  می‌گرداند.  اگر  تفضّل  و  مرحمت  الهی  شامل  شما  نمی‌شد،  هرگز  فردی  از  شما  پاک  نمی‌گردید  و  پاکیزه  نمی‌شد.  خداوند  می‌شنود  و  می‌داند.  در نتیجه  خدا  هر که  را  سزاوار  پاکی  و  پاکیزگی  باشد  پاک  و  پاکیزه  می‌گرداند،  و  هر که  را که  خیر  و  خوبی  و  ا‌سـتعداد  و  آمادگی  در  او  سراغ  داشته  باشد،  پاکیزه  می‌دارد  و  تمیز  می‌گرداند.

(وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (٢١)

و  خدا  شنوای  (‌هر  سخنی‌،  و)  آگاه  (‌از  هر  عملی‌)  است‌.  به  دنبال  تزکیه  و  طهارت‌،  دعوت  به  عفو  و  آمرزش  بعضی  از  مؤمنان  از  بعضی  از  مؤمنان  به  میان  می‌آید.  چرا  که  آنانند که  آمرزش  خدا  را  می‌خواهند  و  عفو  او  را  از  خطاها  و گناهانی  خواستار  می‌گردند  که  مرتکب  آنها  می‌شوند:

(وَلا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ )(٢٢)

کسانی  که  از  شما  اهل  فضیلت  و  فراخی  نعمتند،  نباید  سوگند  بخورند  این  که  بذل  و  بخشش  خود  را  از  نزدیکان  و  مسـتمندان  و  مهاجران  در  راه  خدا  بار  می‏‎گیرند  (‌به  علّت  این  که  در  ماجرای  افک  دست  داشته  و  بدان  دامن  زده‌اند)‌.  باید  عفو  کنند  و  گذ‌شت  نمایند.  مگر  دوست  نمی‌دارید  که  خداوند  شما  را  بیامرزد؟  ‌(هـمان ‌گونه  که  دوست  دارید  خدا  از  لغزشهایتان  چشم‌پوشی  فرماید،  شما  نیز  اشتباهات  دیگران  را  نادیده  بگیرید  و  به  اینگونه  کارهای  خیر  ادامه  دهید)‌،  و  خدا  آمرزگار  و  مهربان  است  (‌پس  خویشتن  را  متأدّب  و  متّصف  به  آداب  و  اوصاف  آفریدگارتان  سازید).

این  آیه  درباره  ابوبکر  رضی الله عنه  نازل  گردیده  است‌،  پس  از  آن ‌که  قرآن  دربارۀ  عائشۀ  صدّیقه  نازل  گردیده  بود.  ا‌بوبکر  دانست ‌که  مسطّح  پسر  اثاثه  از  زمرۀ کسانی  بوده  است ‌که  در  مسألۀ  افک  دست  داشته‌اند  و  بدان  فرو  رفته‌اند.  مسطح  پسر  اثاثه  خویشاوند  او  است‌،  و  یکی  از فقراء  مهاجرین  است‌.  ابوبکر  رضی الله عنه بدو  بذل  و  بخشش  می‌کرد.  سوگند  خورد  که  هرگز  سودی  به  مسطح  نرساند.  این  آیه  نازل  شد  و  به  ابوبکر  تذکّر  می‌دهد،  و  به  مؤمنان  تذکّر  می‌دهد  که  آنان  دچار  خطا  و  اشتباه  می‌شوند،  و  سپس  دوست  می‌دارند که  خدا  ایشان  را  بیامرزد  و  مورد  عفو  قرار  دهد.  پس  خویشتن  را  به  همین  صفتی  بیارایند  که  دوست  می‌دارند.  لذا  برخی  بعضی  را  ببخشایند  و  از  یکدیگر گذشت  نمایند،  و  سوگند  نخورند  که  نـیکی  و  خوبی  را  از  مستحقّان  نیکی  و  خوبی  بازدارند،  هر  وقت  که  مستحقّان  به  خطا  روند  و  بدی  کنند .در  اینجا  به  افق  والائی  از  افقهای  نفسهای  پاک  خـیره  می‌شویم‌،  نفسهای  پاکی‌ که  با  نور  خدا  پاک  می‌گردند.  آن  افق‌،  افق  نفس  ابوبکر  صدّیق رضی الله عنه  است‌.  ابوبکری ‌که  داستان  افک  ژرفاهای  دل  او  را  پسوده  است  و  زخمی  کـرده  است‌،  و  تلخی  تهمت  زدن  به  خانواده‌اش  و  به  ناموسش  را  چشیده  است‌.  ابوبکر  هـمین‌ که  دعوت  پروردگار  خود  را  به  عفو  و گذشت  می‌شنود،  و  همین که  آن  پرسش  الهامگرانه  وجدانش  را  مـی‌پساید  و  آن  را  لمس  می‌نماید  که  می‌فرماید:

) ألا تحبون أن يغفر الله لكم ).

مگر  دوست  نمی‌دارید  که  خداوند  شما  را  بیامرزد؟‌.  بر  دردها  و  رنجها،  و  بر  احساسها  و  عاطفه‌های  بشری،  و  بر  منطق  محیط‌،  فائق  می‌آید  و  اوج  می‌گیرد،  و  روح  او  شفاف  می‌شود  و  بال  و  پر  می‏‎كشد  و  با  نور  خدا  درخشان  و  رخشان  می‌گردد.  هرچه  زودتر  دعوت ‌کنندۀ  یزدان  را  با  آرامش  خاطر  و  با  صدق‌  گفتار  پاسخ  می‌گوید:  بلی  به  خدا  سوگند  من  دوست  می‌دارم ‌که  خدا  مرا  ببخشاید.  نفقه  و  مخارج  را  دوباره  به  سوی  مسطح  برگشت  می‌دهد  و  آنچه  را  بدو  می‌داده  است  می‌دهد،  و  سوگند  می‌خورد:  به  خدا  سوگند  هرگز  بذل  و  بخشش  را  از  او  قطع  نمی‌کنم  و  نمی برم‌.  این  هم  در  برابر  سوگندی  بود که  بدین  شکل  خورده  بود:  به  خدا  سوگند  هرگز  سودی  بدو  ن