  پرهیزگاران  پاداش  می‌دهد.  (‌پرهیزگاران‌،‌)  همانهائی  كه  (‌به  هنگام  مرگ‌)  فرشتگان  (‌قبض  ارواح‌)  جانشان  را  می‏‎گیرند  در  حالی  که  پاکیزه  (‌از  کفر  و  معاصی‌)  و  شادان  (‌از  رویاروئی  سرافرازانه  خود  با  پروردگار)  هستند.  (‌فرشتگان  بدیشان‌)  می‌گویند:  درودتان  باد!  (‌در  امان  خدائید  و  از  امروز  به  ناراحتی  و  بلائی  دچار  نمی‌آئید.  و)  به  خاطر  کارهائی  که  می‌کرده‌اید  به  بهشت  درآئید.

پرهیزگاران  می‌دانندکه  خیر  و  خوبی  ستون  این  دعوت‌،  و  ستون  چیزی  است‌که  پروردگارشان  از  امر  و  نهی  و  رهنمود  و  قانون  و  شریعت  نازل‌کرده  است  ...  همه  این  امور  را  در  واژه‌ای  خلاصه  می‌کنند:
«  قَالُوا خَيْرًا »  .
گفتند:  خیر  و  خوبی  را.
سپس  این  خیرو  خوبی  را  برابرآنچه  ازسوی‌خدا  آمده  است شرح و بسط ميدهند .
(لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ)  .
به  نیکوکاران  در  این  جهان  نیکی  می‌رسد  (‌و  زندگی  خوشی  نصیبشان  می‌گردد)‌.
زندگی  خوبی،  و  بهره‏مندی  پسندیده‌ای‌،  و  مکانت  و  منزلت  والائی‌،  بدیشان  می‌رسد.
(وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ)  ٠
و  سرای  آخرت  (‌ایشان  از  این  سرای‌)  بهتر  خواهد  بود.
بهتر  خواهد  بود  از  این  سرای  دنیا.
(  وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ)  ٠
و  جهان  (‌جاویدان‌)  پرهیزگاران  بهترین  (‌و  زیباترین‌)  جهان  می‌باشد.
آن‌گاه  آنچه  مختصر  آمده  است‌،  تفصیل  داده  می‌شود  و  گفته  می‌شود  سرای  پرهیزگاران  در  جهان  جاویدان  چگو‌نه  است‌:
(  جَنَّاتُ عَدْنٍ)  .
باغهای  (‌جاویدان  و  محل‌)  اقامت  دائم  (‌بهشت‌)  است‌.  جای  اقامت  و  ماندگاری  است‌.
« تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ »‌.
رودبارها  در  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آن  روان  است‌.
رودبارها  و  چشمه‌سارهای  روان‌،  برای  رفاه  و  خوشی  ایشان  است‌.
(لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ)‌.
در  آنجا  هرچه  بخواهند  دارند  (‌و  هر  نعمتی  را  آرزو  کنند  آماده  می‌یابند)‌.
دید  نه  محروم  شدنی  و  نه  رنج‌کشیدنی  در  میان  است‌.  رزق  و  روزی  نیز  حدود  و  ثغوری  ندارد  و  نامحدود  است‌.  نه  این‌که  بسان  این  جهان‌،  در  آن  جهان  نیز  بهره‌ها  و  داده‌ها  محدود  باشد.
(كَذَلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ)‌.
خداوند  این  چنین  (‌کافی  و  وافی  و  عالی‌)  به  پرهیزگاران  پاداش  می‌دهد.
آن‌گاه  روند  قرآنی‌گامی  پرهیزگاران  را  به  عقب  برمی‌گرداند،  همان‌گونه‌که  پیش  از  ایشان  گامی  خود  بزرگ‌بینان  را  به  عقب  برگردانده  بود.  ناگهان  آنان  در  صحنه  واپسین  لحظات  عمر  و  در  هنگامه  جان  دادن  هستند!  صحنه‌ای‌که  برای  ایشان  ساده  و  بی‌دردسر  و  ارزشمند  است‌:
(  الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ ).
(‌پرهیزگاران‌)  کسانیند  كه  (‌به  هنگام  مرگ‌)  فرشتگان  (‌قبض  ارواح‌)  جانشان  را  می‏‎گیرند  در  حالی  که  پاکیزه  (‌از  کفر  و  معاصی‌)  و  شادان  (‌از  رویاروئی  سرافرازانه  خود  با  پروردگار)  هستند.
آنان  خوشند  از  این‌که  با  یزدان  چهان  ملاقات  می‌کنند،  و  از  غم  و  اندوه  و  عذاب  جان  دادن  آسوده  و  برکنارند.

جزء  چهاردهم
« يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ»  .
(‌فرشتگان  بدیشان‌)  می‌گویند:  درودتان  باد!  (‌در  امان  خدائید  و  از امروز  به  ناراحتی  و  بلائی  دچار  نمی‌ا  ئید)‌.
درودشان  می‌گویند  تا  دلهایشان  آرام  گیرد،  و  :‌خو‌ش‌آمدی  بدیشان  باشد.
(ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)  .
به  خاطر  كارهائی  که  می‌کرده‌اید  به  بهشت  درا ئید  اين را  بدیشان  می‌گویند  تا  شتابان  مژده  را  بدانان  داده  باشند،  در  حالی‌که  ایشان  هنوز  در  آستانه  آخرت  هستند  ...  پاداش  برابر  کارهائی  است  که  می‌کرده‌اند.

*
در  سایه  این  صحنه‌،  با  هر  دو  بخشی‌که  دارد،  صحنه  دم  مرگ  و  هنگامه  جان  دادن‌،  و  صحنه  رستاخیز  و  زنده  شدن  دوباره،  روند  قرآنی  پرسشی  از  مشرکان  قریش  د‌ارد:  آیا  انتظار  چه  چیزی  را  می‌کشند؟  آیا  منتظرند  فرشتگان  بیایند  و  جان  ایشان  را  بگیرند؟  یا  منتظرندکه  فرمان  خدا  دررسد  و  ایشان  را  پس  از  مرگ  زنده  گر‌داند؟  این  چیزكه  در  وقت  مرگ  در  انتظارشان  است‌،  و  در  هنگامه  رستاخیز  نیزکه  یزدان  ایشان  را  زنده  می‌کند  چشم  به  راه  آنان  است‌! آیا  در  سرنوشت  تکذیب‌کنندگان  پیش  از  ایشان  که  خودشان  آن  را  دیده‌اند  و  در  آن  دو  صحنه  جلوه‌گر  یافته‌اند،  درس  عبرتی  برای  ایشان  نیست  و  آنان  را  بسنده  نیست‌؟‌:

(هَلْ يَنْظُرُونَ إِلا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ).

آیا  کافران  جز  این  انتظاری  دارند  که  فرشتگان  (‌قبض  ارواح‌)  به  سراغشان  بیایند،  یا  این  که  فرمان  پروردگارت  (‌مبنی  بر  مجارات  ایشان‌)  فرارسد  (‌و  عذاب  آسمانی  نابودشان  گرداند؟‌)‌.  کسانی  که  پیش  از  ایشان  هم  بودند  این  چنین  کردند  (‌و  مجازات  کار  پلید  خود  را  دیدند)  و  خدا  بدیشان  ستم  نکرد،  ولیكن  خودشان  به  خویشتن  ستم  کردند  (‌چرا  که  خویش  را  با  کفرشان  در  معرض  عذاب  کردگار  قرار  دادند)‌.  پس  (‌سرانجام‌،  سزای‌)  بدیهائی  که  می‌کردند  بدیشان  رسید،  و  چیزی  را  که  بدان  تمسخر  می‌نمودند  آنان  را  (‌از  هر  سو)  دربر  گرفت  (‌که  عذاب  دوزخ  است‌)‌.

کار  مردمان  شگفت‌انگیز  است‌.  چه  ایشان  چیزی  را  می‌بینند  که  بر  سرکسانی  آمده  است  که  پیش  از  ایشان  این  راهی  را  پیموده‌اندکه  خودشان  دارند  طی  می‌کنند.  با  این  وجود  راه  را  می‌سپرند  و  تصور  هم  نمی‌کنندکه  آنچه  بر  سر  دیگران  آمده  است  چه  بسا  بر  سر  ایشان  هم  بیاید،  و  نمی‌دانند  که  قانون  و  سنت  خدا  برابر  قاعده  مرسوم  و  مقرری  پیاده  و  اجراء  می‌شود،  و  مقدمات  همیشه  نتائج  خود  را  به  بار  می‌آورد،  و  اعمال  همیشه  جزا  و  سزای  خود  را  به  دنبال  دارد،  و  قانون  و  سنت  خدا  ازکسی  جانبداری  نمی‌کند،  و  در  مقابل  کسی  باز  نمی‌ایستد،  و  از  راه  ایشان‌کناره‌گیری  نمی‌کند  و  کج  نمی‌شود.

«  وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ »  .

و  خدا  بدیشان  ستم  نکرد،  ولیکن  خودشان  به  خویشتن  ستم  کردند  (‌چرا  که  خویش  را  با  کفرشان  در  معرض  عذاب  کردگار  قرار  دادند  )‌.

خدا  بدانان  آزادی  تفکر  و  تدبر  و  اختیار  داده  است‌،  و  نشانه‌های  خود  را  در  آفاق  و  انفس  و  در  بیرون  و  درون  خودشان  بدیشان  نشان  داده  است‌،  و  ایشان  را  از  عاقبت  کار  ترسانده  است‌،  و  آنان  را  به  اعمالشان  و  به  قانون  و  سنت  جاری  و  ساری  خود  