<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">تفسير في ظلال القرآن (النحل - الجاثيه)</a></body></html>این  صحنه‌ای  است‌که  پیش  از  قریش  و  بعد  از  قریش  در  زمان  مکرر  شده  است‌.  دعوت  خدا  راه  خو‌د  را  می‌سپرد  هرچندکه  نیرنگبازان  به  نیرنگ  بپردازند،  و  هرچندکه  چاره‌جوبان  به  چاره‌جوئی  بنشينند.  گاه‌گاهی  مردمان  می‌نگرند  و  اطراف  خود  را  وراندازمی‌کنند  و  آن  صحنه  تاثربرانگیز  را  به  یاد  می‌آورند  و  پیش  چشم  می‌دارند  که  قرآن  مجید  آن  را  ترسیم‌کرده  است‌:

( فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ)

ولي  خدا  به  سراغ  شالوده  (‌زندگی‌)  آنان  رفته  است  و  آن  را  از  اساس  ویران  کرده  است‌،  و  سقف  (‌خانه‌ها)  از  بالای  سرشان  بر  سرشان  فروریخته  است‌،  و  عذاب  (‌دنیا)  از  جائی  بر  سرشان  تاخته  است  که  انتظارش  را  نداشته‌اند.

این  در  دنیا،  و  در  خودکره  زمین  است‌.

(ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ ؟  )  .

بعد  از  این  (‌عذاب  دنیا  و  مکافات  عاجل‌)  در  روز  رستاخیز  خداوند  آنان  را  خوار  و  رسوا  می‌سازد  و  (‌بدیشان‌)  می‌گوید:  کجا  هستند  انبازان  من  که  شما  (‌گمان  می‌بردید  و)  به  خاطر  آنها  (‌با  انبیاء  خود  و  سائر  ایمانداران‌)  می‌جنگیدید  و  به  نزاع  برمی‌خاستید؟‌.

صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  ترسیم  می‌شود.  در  آن  این  اشخاص  خود  بزرگ‌بین  نیرنگاز  در  جایگاه  خواری  و  رسوائی  جای  دارند.  دیگر  روزگار  خود  بزرگ‌بینی  و  نیرنگبازی  هم‌گذشته  است‌.  به  پیشگاه  آفریدگار  و  فرمانروای‌کل  جهان  آمده‌اند.  بر‌ای  سرکوبی  و  توسری  ایشان  یزدان  سبحان  از  آنان  می‌پرسد:

(أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ ؟  )  .

کجا  هستند  انبازان  من  که  شما  (‌گمان  می‌بردید  و)  به  خاطر  آنها  (‌با  انبیاء  خود  و  سائر  ایمانداران‌)  می‌جنگیدید  و  به  نزاع  برمی‌خاستید؟‌.

کجایند  انبازان  من‌که  شما  به  خاطر  آنها  با  پیغمبر  و  مومنان  دشمنی  می‌ورزیدید  و  با  معترفان  یگانه‌پرست  به  جدال  و  ستیز  می‌پرداختید؟

این‌گونه  مردمانی  به  سبب  خواری  و  رسوائی  خود  خاموشی  می‌گزینند،  تا  زبانهای  کسانی  به  گفتار  درآید  که  دانش  و  آگاهی  بدیشان  داده  شده  است‌،  از  قبیل  فرشتگان  و  انبیاء  و  مومنان‌.  خدا  به  اینان  اجازه  داده  است‌که  در  این  چنین  روزی  سخن  بگویند  و  خود  را  بنمایند:

(قَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ).

افراد  دانا  و  آگاه  (‌از  حق  و  حقیقت‌،  از  قبیل‌:  انبیاء  و  مومنان  و  فرشتگان‌)  می‌گویند:  امروز  خواری  و رسوائی  عذاب  و  بدی‌،  بی‏گمان  دامنگیر  کافران  می‌گردد

(إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ).

امروز  خواری  و  رسوائی  عذاب  و  بدی‌،  بی‏گمان  دامنگیر  کافران  می‏‎گردد.

« الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ».

کسانی  که  فرشتگان  (‌برای  قبض  روح‌)  به  سراغشان  می‌روند  و  ایشان  در  حال  ستم  (‌به  خود  و  جامعه‌)  هستند.

روند  قرآنی  آنان  را  به‌گامی  پیش  از  قیامت  برمی‌گرداند.  ایشان  را  به  دم  جان  دادن  برگشت  می‌دهد،  بدان‌گاه  که  فرشتگان  جان  ایشان  را  می‌گیرند  و  آنان  به  خویشتن  ستم  ورزیده‌اند،  زیراکه  خویشتن  را  از  ایمان  و  یقین  محروم  نموده‌اند،  و  خود  را  به  مهلکه  انداخته‌اند،  و  خویش  را  سرانجام  به  آتش  و  عذاب  دوزخ  افکنده‌اند.  روند  قرآنی  صحنه ایشان  را  به  تصویر  می‌کشد  در  آن  دم  که  هنگامه  جان  دادن  و  زندگی  را  به  درود  گفتن  است‌،  و  آنان  تازه  از  جهان  رفته‌اند،  و  از  دروغ  گفتن  و  نیرنگ  زدن  در  این  دم  بسی  دور  افتاده‌اند:

(فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ).

(‌در  این  وقت‌،  پس  از  یک  عمر  عناد  و  سرکشی‌)  تسلیم  می‌شوند،  (‌چرا  که  پرده  از  برخی  از  امور  غیبی  به  کنار  می‌رود  و  راه  گریز  بسته  می‌شود،  ولي  از  خوف  و  هراس  باز  هم  مثل  سابق  دروغ  می‌گویند  و  اظهار  می‌کنند)  که  ما  کارهای  بدی  (‌در  دنیا)  نمی‌کرده‌ایم‌!

این  خود  بزرگ‌بینان  تسلیم  گردیده‌اند.  آنان  تسلیم  گردیده‌اند  و  قصد  نزاعی  و  جدالی  و  دشمنی  و  ستیزی  ندارند.  تسلیم  می‌گردند  ولی  زیر  بار  نمی‌روند!  گذشته  از  آن  دروغ  هم  می‌گویند:

(إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

بی‏گمان  خداوند  از  آنچه  می‌کردید  آگاه  بوده  است‌.

دیگر  راهی  برای  دروغ‌گفتن  و  به  اشتباه  انداختن  و  ظاهرفریبی  در  پیش  نیست‌.  سزا  و  جزای  متکبران  این  چنین  بدیشان  اعلام  می‌شود:

(  فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ‌؟‌. )

پس  (‌باید  که  شما)  وارد  درهای  دوزخ  شوید  (‌و  به  داخل  آن  روید  و)  جاودانه  در  آن  بغنوید.  وه  که  جایگاه  متکبران  چه  جای  بدی  است‌!.

*
در  سوی  دیگر  پرهیزگارانند  ...  کسانی‌که  در  آغاز  و  در  انجام  و  در  دنیا  و  در  آخرت  مقابل  انکارکنندکان  و

مستکبران  قرار  دارند:

(وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

و  (‌برعکس  کافران‌‌)  هنگامی  که  به  پرهیزگاران  گفته  می‌شود:  پروردگارتان  چه  چیزی  را  (‌بر  پیغمبر  خود)  نازل  کرده  است‌؟  می‌گویند:  خیر  و  خوبی  را  (‌که  قرآن  نام  دارد  و  متضمّن  سعادت  دنیا  و  آخرت  می‌باشد.  آنان  بدین  وسیله  از  زمره  نیکوکاران  بشمار  می‌آیند  و)  به  نیكوکاران  در  این  جهان  نیکی  می‌رسد  (‌و  زندگی  خوشی  نصیبشان  می‌گردد)  و  سرای  آخرت  (‌ایشان  از  این  سرای‌)  بهتر  خواهد  بود  و  جهان  (‌جاویدان‌)  پرهیزگاران  بهترین  (‌و  زیباترین‌)  جهان  می‌باشد.  (‌سرای  پرهیزگاران‌)  باغهای  (‌جاویدان  و  محل‌)  اقامت  دائم  (‌بهشت‌)  است  که  بدان  وارد  می‌کردند  و  رودبارها  در  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آن  روان  است‌.  در  آنجا  هرچه  بخواهند  دارند  (‌و  هر  نعمتی  را  آرزو  کنند  آماده  می‌یابند.  بلی‌)  خداوند  این  چنین  (‌کافی  و  وافی  و  عالی‌)  ب